محمد تقي جعفري

227

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

اصل چهارم غير مشروط - ايستائى يك تمدن ، آغاز رجوع به قهقرا است اين اصل را مىتوان چنين مطرح كرد كه فعاليت يك تمدن وابسته به جوشش منابع اصلى آن است . همين كه منابع اصلى يك تمدن از جوشش و فوران بيفتد ، در حقيقت علت واقعى آن تمدن به ركود مىگرايد ، هنگامى كه ركود و ايستائى يك تمدن آغاز مىگردد ، محصول فعاليتهاى آن رو به استهلاك و زوال تدريجى مىرود . بعنوان مثال اگر نوابغ مكتشف يا اداره كنندهء تمدن ناگهان يا تدريجا از بين بروند ، بدون ترديد ايستائى و ركود شروع مىشود و چون استهلاك و زوال فعاليت مربوط به آن نوابغ جبران نمىگردد ، لذا رجوع تمدن مفروض به قهقرا امرى طبيعى و ضرورى خواهد بود . البته اين اصل غير از امكان نوسانات متناوب در استمرار يك تمدن است ، به اين معنى كه ممكن است جريان استمرارى يك تمدن دچار نوسانها و بالا و پائين رفتنهاى متنوع بوده باشد ، چنان كه در تمدن آسورىها در قرن هفتم پيش از ميلاد مىبينيم كه در زمان فرمانروائى آشور بانيپال به اوج خود مىرسد . اين تمدن از 850 سال پيش از ميلاد شروع و با جزر و مدهائى در دوران فرمانروائى آشور بانيپال ( 626 - 668 ق م ) به اعتلاى خود رسيده و سپس حركت نزولى خود را شروع و در حدود پانصد سال پيش از ميلاد از بين مىرود . همچنين در تمدن تركيبى يونان - رم كه از 590 پيش از ميلاد شروع و تقريبا تا 180 سال پس از ميلاد ادامه مىيابد نوسانات مهمى ديده مىشود در قرن دوم پس از ميلاد كه قرن آنتونينها ناميده مىشود ، در فرمانروائى چهار امپراطور بنام تراژان ، آدرين ، آنتونين ، مارك ارل تمدن انسانى رم اعتلاء مىيابد . در چند قرن كه تمدن رم استمرار پيدا مىكند ، فراز و نشيبهايى ديده مىشود . در هر يك از نشيب و نزولها كه دقت شود ، مىبينيم ، در هر دورهء نزولى كه عوامل اصيل فرهنگ و تمدن دچار ركود نگشته است ، صعود و فرازى بدنبال آن بروز نموده است . سقوط نهائى هر تمدنى معلول